تردید در کتاب مقدس سیلیکون ولی

سیلیکون ولی silicon valley

الکساندر لازارُف در جدیدترین کتاب خود با نام Out-Innovate به توصیف نحوه شکل‌گیری استارتاپ‌ها در خارج از سیلیکون ولی می‌پردازد. او در طول کتاب به ما یادآوری می‌کند که سیلیکون ولی تنها متر و معیار نوآوری نیست و قوانین آنجا قرار نیست در سایر مکان‌های دیگر نیز کارایی داشته باشد. مزیت این کتاب در این است که لازارُف فقط مدل سیلیکون ولی را زیر سوال نمی‌برد بلکه با ارائه راهکار به استارتاپ‌هایی که در اکوسیستم‌های کمتر بلوغ یافته در حال فعالیت هستند کمک می‌کند که کسب و کاری پایدار بسازند. در ادامه بخش کوتاهی از مقدمه این کتاب ترجمه شده است که خواندن آن برای کارآفرینان ایرانی خالی از لطف نیست.

این سیلیکون ولی است که مشخص کرده شکل و شمایل یک استارتاپ باید چطور باشد، نحوه ساخت آن چگونه است و فرهنگ حاکم بر آن چیست. سیلیکون ولی موفق شده است از طریق انبوه کانال‌های خود شامل کتاب‌ها، بلاگ‌ها، پادکست‌ها، سخنرانی‌ها، توییت‌ها و توصیه‌های رِدیت چشم‌انداز خود را در سراسر دنیا گسترش دهد.
اگرچه کارآفرینان سیلیکون ولی عمداً یا به طور مشترک تئوری موفقیت را نساخته‌اند، اما در نهایت نظرات آنها شکل یک فلسفه منسجم از نحوه ساخت یک استارتاپ را به خود گرفته است. کتاب مقدس سیلیکون ولی همه چیز را از علت وجودی استارتاپ گرفته تا چوب زر موفقیت دربرمی‌گیرد. کتاب قانون سیلیکون ولی تنها الگوی اثبات شده‌ای است که تاکنون مجبور بوده‌ایم با آن کار کنیم و آن چیزی که از آنجا سربرآورده است به عنوان بهترین مرجع نوآوری در همه‌جا شناخته می‌شود.
در نتیجه، جامعه جهانی نوآوری به طور جدایی‌ناپذیری با اصول سیلیکون ولی برای ساخت یک استارتاپ گره خورده است. نوآوران احتمالی از سراسر دنیا برای یافتن مسیر خود در حوزه نوآوری چشم به سیلیکون ولی دوخته‌اند. سیاستمداران به امید یافتن راز کیمیاگری مرتباً به سانفرانسیسکو سفر می‌کنند و با رهبران و متفکران آنجا ملاقات می‌کنند. شرکت‌ها از سراسر دنیا پایگاه‌های نوآوری خود را در سانفرانسیسکو راه‌اندازی می‌کنند. سرمایه‌گذاران جسورانه از اکوسیستم‌های بین‌المللی تحصیلات اجرایی خود را در استنفورد دنبال می‌کنند و تمام دنیا مشتاقانه چیزهایی را می‌خوانند که مفاخر سیلیکون ولی به اشتراک می‌گذارند.

از بسیاری جهات پدیده سیلیکون ولی یادآور مجموعه توسعه اقتصاد جهانی و اجماع واشنگتن است، مدلی اقتصادی که در دهه 1960 برای توسعه و دموکراتیزه کردن کشورها از آمریکا به سراسر دنیا صادر شد. اجماع واشنگتن بهترین سیستمی بود که ما داشتیم و آمریکا به دنبال گسترش آن بود، گاهی برای مقاصد شخصی و عمدتاً به این دلیل که بسیاری از مردم نیک‌اندیش غرب صادقانه فکر می‌کردند نسخه ایالات متحده برای لیبرال دموکراسی و سرمایه‌داری می‌تواند مشکلات جهانی را حل کند. اما قرن گذشته به ما آموخت مدل آمریکایی به سادگی قابل صادر کردن نیست و سیستم‌های مختلف دیگر در بطن جوامع محلی خود، از سوسیال دموکراسی اسکاندیناوی گرفته تا سوسیالیسم چینی، به خوبی کار می‌کنند.
به همین طریق سیلیکون ولی نیز مدل خود را در سطح جهانی صادر کرده است و مانند اجماع واشنگتن نیز همه‌جا کار نکرده است. در بازارهایی که کمبود سرمایه‌گذاری جسورانه وجود دارد، اقتصاد کلان با عدم قطعیت مواجه است، تاب‌آوری ریسک کمتر است، کارآفرینی کمتر به عنوان یک شغل مطرح است، یا تهیه زیرساخت محدود است، این مدل چگونه می‌تواند باشد؟

در بخش‌های بعدی بیشتر درباره‌ی این مدل  خواهیم گفت…

 

بخشی از مقدمه کتاب:

Out-Innovate: How Global Entrepreneurs–from Delhi to Detroit–Are Rewriting the Rules of Silicon Valley
Book by Alexandre Lazarow

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.