سرمایه‌گذاری جسورانه

سرمایه گذاری خطرپذیر

تعریف استارتاپ و ویژگی های آن

قبل از صحبت درباره سرمایه گذاری جسورانه ابتدا بهتر است تعریفی کوتاه از استارتاپ داشته باشیم، در فارسی میتوان استارتاپ را کسب و کار نوپا ترجمه کرد که معمولا دارای ویژگی هایی همچون نوآوری، سن کم، رشد بالا، ریسک زیاد، انعطاف پذیری در کنار کار تیمی است اما هر کسب و کاری که دارای ویژگی های فوق باشد را نمیتوان استارتاپ نامید بلکه دو ویژگی “تکرار پذیر بودن” و “مقیاس پذیر بودن” استارتاپ را از سایر کسب و کارهای نوپا متمایز میکند. تکرار پذیری و مقیاس پذیری نه به خود ایده استارتاپی بلکه به مدل کسب و کار (Business Model) آنها مربوط میشود. وجود این دو ویژگی نشان دهنده توانایی رشد سریع و سوددهی یک کسب و کار میباشد.


تکرار پذیر بودن (repeatable) یعنی اینکه مدل کسب و کاری که با هدف درآمد زایی ایجاد شده است را بتوان بارها و بارها تکرار کرد و به ازای هر تکرار، درآمد افزایش پیدا کند. مقیاس پذیر بودن (scalable) یک مدل کسب و کار برمی گردد به امکان و قابلیت خدمت رسانی، سرویس دهی و فروش محصول به تعداد بسیار زیاد به طوریکه مقرون به صرفه باشد و هزینه ها با مقیاس کمتری افزایش یابد.
بعنوان مثال فیس بوک به دلیل درآمدزایی از تبلیغاتی که برای هر کمپانی و یا فرد انجام می دهد تکرارپذیر است چرا که هر شرکت باید چندین بار تبلیغ داشته باشد و دقیقا همین خدمات تکراری را به افراد و شرکت های دیگر نیز می تواند ارائه دهد. یک اپلیکیشن موبایل نیز مقیاس پذیر است زیرا با افزایش کاربران خود نیاز به افزایش هزینه ها به تعداد کاربران نمیباشد.

تعریف سرمایه گذاری جسورانه

استارتاپ ها هم مانند هر کسب و کار دیگری برای راه اندازی، بقا و رشد خود نیاز به سرمایه دارند که این تامین سرمایه بسته به اینکه در چه مرحله ای هستند از منابع مختلفی صورت میگیرد، آنها وقتی در مراحل اولیه هستند در واقع عملی نمودن ایده خود، از سرمایه شخصی و یا از دوستان، خانواده و سرمایه گذاران فرشته تامین مالی میکنند و یا از شتابدهنده ها کمک میگیرند. اما وقتی یک استارتاپ نقطه سربه سر را گذرانده باشد و در حال رشد باشد یکی از راه ها برای افزایش مقیاس (scale-up) تامین مالی از صندوق های سرمایه گذاری جسورانه (venture capital) است. پس یک سرمایه گذار جسورانه در ازای دریافت مشخصی از درصد سهام ، به امید کسب سود بر روی استارتاپ ها سرمایه گذاری میکند اما از آنجایی که این کسب و کارها با عدم قطعیت مواجه هستند چنین سرمایه گذاری هایی ریسک بالایی دارند و حدودا بیش از دو سوم استارتاپ های آنها شکست میخورند؛ از طرفی در صورت موفقیت یک استارتاپ بازدهی بالایی عاید سرمایه گذاران جسور و کارآفرینان میشود.

پس سرمایه گذاری خطرپذیر یک ابزار تامین مالی برای شرکت ها و یک عامل سرمایه گذاری برای موسسات سرمایه گذاری یا افراد ثروتمند میباشد. به عبارت دیگر این یک راه برای دریافت پول در کوتاه مدت برای شرکت ها و افزایش سرمایه سرمایه گذاران در بلندمدت است. اغلب استارتاپ ها 5 تا 10 سال طول می کشد تا بالغ شوند و هر پولی که در یک استارتاپ سرمایه گذاری میشود تا زمان خروج سرمایه گذار، قابلیت نقدشوندگی کمی دارد.

تاریخچه سرمایه گذاری خطرپذیر

بعد از جنگ جهانی دوم ژرژ دریوت (Georges Doriot) که به «پدر سرمایه گذاری خطرپذیر» معروف است، در سال 1946 شرکت ARDC را تاسیس کرد تا سرمایه گذاران بخش خصوصی را ترغیب کند در کسب‌وکارهایی که توسط سربازان از جنگ برگشته ایجاد شده اند، سرمایه گذاری کنند. برای مدت طولانی در ایالات متحده، خانواده های ثروتمندی مانند راکفلر یا وندربیلتز بودند که به استارتاپ ها کمک مالی می کردند یا سرمایه ای برای رشد آنها فراهم می کردند اما ARDC تبدیل به اولین شرکت سرمایه گذاری شد که افراد و مجموعه‌هایی که جزو خانواده‌های ثروتمند نبودند هم می‌توانستند در آن سرمایه گذاری کنند که در آن زمان سرمایه گذاری‌های موفقی هم داشت بعنوان مثال در سال 1957 مبلغ 70هزار دلار روی شرکت DEC (تجهیزات دیجیتال) سرمایه گذاری کرد که هنگام ورود این شرکت به بورس، ارزش آن در سال 1968 به 355میلیون دلار رسید (سود 1200برابری برای ARDC). در ادامه برخی کارکنان ARDC اقدام به تاسیس شرکت‌های سرمایه گذاری مستقل نمودند مانند Morgan Holland Ventures و Greylock Ventures و بدین ترتیب سرمایه گذاری خطرپذیر به شیوه سنتی متولد شد.

در سال 1946 در جایی دیگر در آمریکا، John Hay WhitneyوBenno Schmidt شرکت J.H. Whitney & Company را تاسیس کردند. یکی از سرمایه گذاری‌های جالب Whitney، ابداع روش جدیدی برای انتقال مواد غذایی به سربازان بود که بعدا به عنوان minute maid (برند معروف آبمیوه) شناخته شده و در سال 1960 به شرکت کوکاکولا فروخته شد.
در دهه 1970 و اوایل دهه 1980 با توجه به موفقیت شرکت‌هایی مثل DEC،Genentechو Apple ، سرمایه گذاری خطرپذیر به سمت عمومی شدن پیش رفت. برخی این دوران را آغاز سرمایه گذاری خطرپذیر مدرن می‌دانند. در این زمان سایر کشورها نیز اقدام به توسعه سرمایه گذاری خصوصی کردند و این صنعت شکل جهانی به خود گرفت.
در اواخر دهه 80 و نیمه اول دهه 90 رشد سرمایه گذاری خطرپذیر سرعت بیشتری یافت که دلیل این اتفاق موفقیت‌های چشمگیر سرمایه گذاری‌های قبلی و ترویج اینترنت بود.
شرایط سرمایه گذاری جسورانه
بطور کلی از دید سرمایه‌گذار، یک کسب وکار از جهات مختلفی بررسی می‌شود: تیم تشکیل دهنده، توانایی و سابقه کاری و تحصیلی آنها بسیار مهم است، سرمایه گذار باید مطمئن شود که پول خود را در اختیار اشخاص توانمند قرار میدهد. سپس ایده آنها بررسی میشود که چه نیازی شناسایی شده و چگونه در جهت پاسخ گویی به آن قرار است اقدام شود. مورد بعدی بازار هدف کسب و کار میباشد از جمله اندازه بازار، میزان فروش، مشتریان و رقبا و …، یک تیم خوب با یک ایده عالی اما بدون داشتن مشتریان بالقوه و یا وجود بازاری با بازیگران انحصاری که امکان ورود برای تازه واردها وجود ندارد برای سرمایه گذار جذابیتی ندارد. در نهایت میزان سرمایه مورد نیاز و پیشنهادات تیم برای سرمایه‌گذار بررسی خواهد شد، پیشنهادات باید منطقی و سرمایه مورد نیاز باید متناسب با ارزش کسب و کار و درآمد آن باشد.
پس اگر سرمایه گذار تیم را در تحقق ایده توانا ببیند و نیاز مطرح شده را نیازی واقعی و قابل حل تشخیص دهد و پیش بینی خوبی از بازار و فروش داشته باشد، در صورت توافق بر میزان سرمایه مورد نیاز و درصد واگذاری سهام، اعطای سرمایه و عقد قرارداد انجام میشود.

سرمایه گذاری خطر پذیر در ایران

با توجه به تنوع کم دارایی‌های مالی در ایران و وابستگی این دارایی‌ها به یکدیگر یافتن زمینه‌های جدید سرمایه‌گذاری یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای کشور است. سرمایه‌گذاران خطرپذیر به عنوان موثرترین نهادهای مالی به منظور حمایت از ایده‌های خلاق کسب وکار در صحنه اقتصاد، یکی ازمهمترین ابزارها هستند اما اکثر این شرکت ها از منابع دولتی و به عبارت بهتر پول نفت استفاده میکنند. شاید برای شروع کار استفاده از منابع دولتی بسیار کمک کننده باشد اما بهتر است فعالیت اکوسیستم با جریان درآمدی خود ادامه یابد تا اقتصاد مقاومتی مبتنی بر اقتصاد دانش بنیان را محقق سازد.


یک مساله دیگر که در خصوص تامین مالی در کشور ما وجود دارد، وجود چالش جهت تامین مالی کسب و کارهای مذکور توسط سرمایه‌گذاران خطر پذیر و جذب سرمایه ‌در راندهای بعدی تا بزرگسازی و آماده شدن جهت پذیرش در بورس اوراق بهادار است. در همین راستا یکی از رویکردهای رایج برای سرمایه‌گذاری بسیاری از شرکت‌های بزرگ، تامین مالی کسب و کارهایی است که در زنجیره خلق ارزش بنگاه اصلی خود قراردارند. بدین ترتیب بنگاه اصلی فارغ از نیاز به تامین مالی استارتاپ از سرمایه‌گذاران دیگر، در صورت موفق عمل کردن تیم، نسبت به تامین مالی و بزرگسازی فعالیت استارتاپ خود اقدام می‌نماید. از این جهت شناسایی سرمایه‌گذار مناسب که علاوه بر آورده نقدی، برای تیم استارتاپی بستر رشد را نیز فراهم کند نکته حائز اهمیتی است.

مرکز نوآوری بن دا که شامل سه شتابدهنده در حوزه های کشاورزی، انرژی و بیوتکنولوژی و یک صندوق سرمایه گذاری جسورانه میباشد بعنوان یک سرمایه گذار خصوصی با تیم مدیریت حرفه ای، با سابقه و آشنا به حوزه استارتاپ ها و اقتصاد ایران و تحلیلی همه جانبه بر روی تیم استارتاپ ها، ایده ها، بازار و رقبای حوزه فعالیت آنها با استفاده از روش های به روز ارزشگذاری، بر روی ایده های با پتانسیل رشد بالا سرمایه گذاری میکند و در این مسیر با آموزش های حرفه ای و با توجه به سایر شرکت های زیر مجموعه هلدینگ و زنجیره تامین قوی، به رشد و موفقیت شرکت ها کمک میکند، در واقع ما به استارتاپ ها پول هوشمند تزریق میکنیم.

 

 


فهرست منابع

https://www.investopedia.com/terms/v/venturecapitalist.asp

https://b2n.ir/medium

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.